ميرزا محمد حيدر دوغلات
690
تاريخ رشيدى ( فارسي )
الامجاد . ( 337 ر ) چه در سنت اللّه چنان جاريست كه صاحب دولت عظيم را چون كار به اختلال انجامد سر او در سر آن كار شود و اگر نادرا صاحب دولت از آن مهالك سلامت ماند البته سلامتى سر او حكمتى را شامل باشد . چنان كه در سوابق كتاب مذكور و مسطور است كه پدر او بابر پادشاه را چند مرتبه تخت سمرقند ميسر شد و شكستهايى عظيم يافت اما در آن شكستها سر سردار او به سلامت بود . آخر الامر حق - سبحانه و تعالى - آن چنان دولتى مشرف گردانيد كه تمام عالم از او بهرهمند شدند و نام او در ميان سلاطين باقى ماند . چون همايون پادشاه را نيز حضرت حكيم على الاطلاق از مهالك و مخايف نگاه داشته است ، در اين بهبودى و حكمتى خواهد بود ، ان شاء الله العزيز . « 1 » گفتار در ذكر جدا شدن مؤلف كتاب از همايون پادشاه و متوجه كشمير گشتن و فتح كشمير و آنچه در آن اوان واقع شده و ختم تاريخ رشيدى چون بنده از لاهور به رخصت حضرت همايونى بعد از توفيق بيچونى و اتفاق تمام ميرزايان به موجبات مذكوره به صوب كشمير روان شدم و به شرح گذشت ، در بيست و دويم رجب از عقبه گذشته شد و جلوس دار الملك كشمير را بنده همين الفاظ « در بيست و دويم رجب » 1045 را تاريخ يافتهام . « 2 » فصل قوس « 3 » بود ، به مجرد جلوس به مباركبادى چرخ برين از سحاب كه نايب مناب او بود ، اقطار امطار چون درر و لآلى و دنانير برف چون سكه شاهرخى بر مفارق به تفاريق پاشيدن و باريدن گرفت . « 4 » نظم : از بهر نثار مقدم تو * هر قطره برف چون دنارى
--> ( 1 ) . نگ : باقى ماند . خداوند همايون پادشاه را نيز از مهالك و مخايف نگاه دارد و همايون بهبودى و حكمت را به او ارزانى فرمايد . فصل صد و شانزدهم . ( 2 ) . نگ : و 22 رجب را در جلوس دار الملك شيراز تاريخ يافتهام . ( 3 ) . نگ : - قوس . ( 4 ) . نگ : به مجرد جلوس برف باريدن گرفت .